X
تبلیغات
جوك ، چیستان ، تصاوير جالب و ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 19:9  توسط ...  | 
1 - آن کدام حيوان است که بر عکسش رام ميشود؟
2 - آن چيست که خودش مي نويسد اما نميتواند بخواند ؟
3 - آن چيست که نه در دارد نه دروازه درونش پر است از ستاره ؟
4 - آن چيست که به شيشه مي خورد،اما شيشه را نميشکند ؟
5 - آن چه حيواني است که هيچ وقت تشنه نمي شود؟
6 - آن چيست که بدون صدا زنگ مي زند؟
7 - آن چيست که نمي توانيد آن را ببينيد ،يا بچشيد يا با دستان لمس کنيد .ولي براي همه لازم است و همه جا است؟
8 - آن چيست که وقتي پر است راه ميرود ، امّا وقتي خالي است، مي ايستد؟
9 - آن چيست که شيرين است ،ولي طعم ندارد.سنگين است ،ولي وزن ندارد.در چشم است ولي ديده نمي شود.
« جواب در ادامه مطلب »

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 18:47  توسط ...  | 
تحقیقات اخیر دانشمندان حاکی از آن است که مغز انسان از روابط ریاضی برای ذخیره علایق و احساسات استفاده می کند.
بدون نگاه کردن به جواب ها این تست را انجام دهید.....


1- یک عدد از ۱ تا ۹ انتخاب کنید.

2- آنرا در عدد ۳ ضرب کنید.

3- حاصل را بعلاوه ۳ کنید.

4- دوباره حاصل را در ۳ ضرب کنید.

5-یک عدد ۲ یا ۳ رقمی بدست آورده اید.

6-ارقام عدد خود را با هم جمع کنید (مثلا اگر عددتان ۱۸ است ۱ را با ۸ جمع کنید)


حالا با توجه به عدد بدست آمده و لیست زیر ، ببینید الگوی شما در زندگیتان کیست.

1- انیشتین

2- ارشمیدس

3 - بروسلی

4 - ابو علی سینا

5 - تام کروز

6 - براد پیت

7 - فردوسی

8- ادیسون 

9 - محمود احمدی نژاد

10 - باراک اوباما


+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 23:58  توسط ...  | 

آخرین کلمات یک برقکار : خوب حالا روشنش کن… 

آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم… 

آخرین کلمات یک متخصص خنثی بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه… 

آخرین کلمات یک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟ 

آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست… 

آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره… 

آخرین کلمات یک چترباز: پس چترم کو؟ 

آخرین کلمات یک خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد… 

آخرین کلمات یک خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟ 

آخرین کلمات یک داور فوتبال: نخیر آفساید نبود! 


آخرین کلمات یک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی… 

آخرین کلمات یک دوچرخه‌سوار: نخیر حق تقدم با منه! 

آخرین کلمات یک دیوانه: من یه پرنده‌ام! 

آخرین کلمات یک سرنشین اتوموبیل: برو سمت راست راه بازه… 

آخرین کلمات یک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟. 


آخرین کلمات یک غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره… 

آخرین کلمات یک فضانورد: برای یک ربع دیگه هوا دارم… 

آخرین کلمات یک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم… 

آخرین کلمات یک قهرمان: کمک نمیخوام، همه‌اش سه نفرند… 


آخرین کلمات یک قهرمان اتوموبیلرانی: مکانیک یادش رفته ترمز رو درست کنه! 

آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید! 

آخرین کلمات یک کامپیوتر: هارددیسک پاک شده است… 

آخرین کلمات یک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگیری ها… 


آخرین کلمات یک گروگان: من که میدونم تو عرضهء شلیک کردن نداری… 

آخرین کلمات یک گیتاریست: یه خرده ولوم بده… 

آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار چیه؟ 

آخرین کلمات یک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم…
 

آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه: این آزمایش کاملاً بیخطره… 

آخرین کلمات یک متخصص کامپیوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم! 

آخرین کلمات یک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه! 

آخرین کلمات یک ملوان: من چه میدونستم که باید شنا بلد باشم؟ 

آخرین کلمات یک بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره… 


آخرین کلمات یک پزشک: راستش تشخیص اولیه‌ام صحیح نبود.بیماریتون لاعلاجه… 

آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بی خطره؟ 

آخرین کلمات یک پیشخدمت رستوران: باب میلتون بود؟ 

آخرین کلمات یک جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد… 

آخرین کلمات یک خون‌آشام: نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!


+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 23:53  توسط ...  | 

غضنفر تو جوی آب تف میکنه میره دنبالش پاشو بگذاره روش 

یک بار یک غضنفر زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه اقا ماشین دارید
مردی که پشت تلفن بوده جواب میده بله. غضنفر میگه خوش به حالتون ما نداریم

غضنفر می ره هیئت راش نمی دن خودش می ره هیئت می زنه هیچکـ..س رو راه نمی ده

غضنفر بابا ش میمیره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه 

به یه غضنفر می گن چرا میری سربازی ، میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش

غضنفر کدو تنبل میخره میگذاردش کلاس تقویتی

غضنفر عاشق خدا می شه کعبه می کشه از توش تیر رد می کن

غضنفر میره خواستگاری، دختره سبیل داشته، بهش میگه: چرا سبیل داری؟ دختره میزنه زیر گریه، تركه میخواد دلداری بده میگه: مرد كه گریه نمی‌كنه!!!

غضنفر میخواسته یك كبریت سوخته رو روشن كنه،هرچی میزده كبریت مادرمرده روشن نمیشده. رفیقش بهش میگه: بابا خوب شاید كبریتش خرابه! تركه میگه: نه بابا، همین پنج دقیقه پیش روشن شد.

عربه بچش تو اتوبوس به دنیا میاد اسمشو میذاره عبد الواحد

از یکی می پرسن: می دونی پل رو برای چی می سازند؟ می گه: برای اینكه كشتیها از زیرش رد بشن


روزی سه تا دیوونه می رن عروسی، دو تا شون می رن وسط و می رقصن، اون یكی می شینه كنار و می گه: قرمز سبز زرد، قرمز سبز زرد،می پرسن؟ تو چرا نمی رقصی؟ می گه: من رقص نورم!!!


غضنفر کنار ساحل داشته فکر می کرده ، ازش می پرسن: به چی فکر می کنی؟ میگه: داشتم حساب می کردم اگه دریا همش آبگوشت بود ، چندتا بربری می خواست ؟!!


غضنفر یه دو هزار تومانی پیدا می كنه ، میگه ما از این شانسا نداریم ، پارش میکنه میندازه دور !!


غضنفر میره عروسی ، برف شادی می زنن ، سرما می خوره !!


غضنفر می خواست گوسفند قربانی كنه ، چاقو پیدا نمی كنه گوسفنده رو خفه می كنه !!


غضنفر زنگ می زنه رادیو میگه : سلام ، الان صدام داره پخش می شه
میگن : آره ، میگه : حتی تو نونوایی
میگن : آره ، میگه : خوب پس ، اصغر نون نخر ننه ات خریده


غضنفر سوار آسانسور میشه ، می بینه نوشته ‌: ظرفیت 12 نفر . باخودش میگه : عجب بدبختیه‌ها ! حالا 11 نفر دیگه از كجا بیارم ؟!!!


به غضنفر میگن با توکیو جمله بساز ، میگه : من فاطمه را دوست دارم ، تو کیو ؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 15:33  توسط ...  | 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اسفند 1388ساعت 15:33  توسط ...  | 

سلام

ممنون از اينكه به وبلاگ من سر زديد ،

خواهش ميكنم از ترك ها ، فارس ها ، لرها ، اصفهاني ها و... ناراحت نشوند ،

چون در بعضي از جك ها به ترك و فارس و لر و ... نسبت داده شده است .

با تشكر  

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 18:3  توسط ... 
  غضنفر نشسته بود سر جلسه کنکور. سؤالا رو پخش می کنن و ترکه اول یه پنج دقیقه ای مبهوت به سؤالا خیره میشه . بعد یه پنج تومنی از جیبش در میاره شروع می کنه تند تند شیر یا خط کردن و پاسخ نامه رو پر میکنه . بعد 50-40 دقیقه مراقب میبینه ترکه خیس عرق شده و مرتب یه سکه رو میندازه بالا و زیر لب فحش میده . میره جلو می پرسه داری چیکار میکنی؟ غضنفر می گه همه سؤالا رو جواب دادم . دارم جوابامو چک میکنم

به غضنفر ميگن چرا زنتو باچاقو كشتي ميگه والا وضع ماليمون خوب نبود كه تفنگ بخرم 


برای صرف جویی در مصرف سوخت از خانمهای عزیز خواهشمندیم با اولین بوق سوار شوند


بچه غضنفر از غضنفر مي‌پرسه: بابا، ماه نزديك‌تره يا اصفهان؟ غضنفر ميزنه پس گردنش و ميگه: آخه پدرسگ، معلومه ديگه، مگه تو از اينجا ميتوني اصفهان رو ببيني


 يارو تو مشهد بچش گم ميشه نذر مي كنه و ميگه: يا امام رضا دستم به دامنت، بچم پيدا بشه، ديگه غلط كنم بيام مشهد


2 تا ترکه تصمیم میگیرن فارسی صحبت کنن اولی:پاشو دومی:نمی پاشم اولی:نمی پاشم چیه احمق پاشیده نمی شم درست


غضنفر میره مهمونی، شب موقع خواب صاحب خونه بهش میگه: جاتو کجا بندازم تو اتاق نی نی خوبه؟ غضنفر با خودش فکر میکنه: کی حوصله گریه بچه داره. بعد به صاحب خونه میگه: نه ممنون همینجا تو حال خوبه! صبح پا میشه بره دشتشویی یهو یه دختر جیگر میبینه میگه: شما دختر فلانی هستین، اسمتون چیه؟ دختره میگه: نی نی. اسم شما چیه؟ غضنفر میگه: من خر من گاو من الاغ من نفهم


لره ميگن درد عشق بدتره يادرد دندون ميگه: هنوز تو اتوبوس شاشت نگرفته


اصفهانيه داشته رو خودش آب يخ ميريخته ، ميگن چرا اينجوري ميكني؟ ميگه مي خوام سرما بخورم. ميگن چرا؟ ميگه اخه يه پنيسلين دارم داره تاريخش ميگذره 



  از يكي مي پرسن دو تا كار غير ممكن رو نام ببر. ميگه شاليكاري در قزوين و تشخيص هويت در رشت



  هيتلر به ناپلئون:ما براي شرف مي جنگيم ولي شما براي پول. ناپلئون:هرکسي براي چيزي که نداره ميجنگه




  تهرانيه تو حج ,پرده کعبه رو گرفته بود مي گفت خدايا توبه ديگه براي ترکا جک نمي سازم يه ترکه زد رو شونش گفت داداش قبله کدوم وره؟ تهرانيه داد ميزنه خدايا خاطره که مي تونم تعريف کنم؟



 تحقيقات نشون داده اصفهانيها فقط در 22 روز سال رشد مي کنند: دهه اول محرم + 12روز اول عيد



 غضنفره يک چراغ قوه ساخته که با نور خورشبد کار مي کند




غضنفر يه آينه رو زمين پيدا ميکنه. برش ميداره عکسش مي افته توش ميگه " ببخشيد نميدونستم مال شماست


 غضنفر بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه



  قزوينيه 1 روبات مي خره فروشنده ميگه:شكمش لباسشوييه دستاش جارو برقي...فرداش قزوينيه مياد ميگه پدر سگ چرا نگفتي كونش چرخ گوشته؟


 اماکن ديدني رشت : 1-کلوچه پزي پسر و پدران . 2-کتيبه زن باوفا. 3-مجسمه مرد با غيرت. 4-ميدان شهيد حلال زاده . 5-پارک زيبا دماغ


اگه یه روز تنهای تنها شدی... ... ... ... تا کسی نیست دستتو بکن تو دماغت، حالشو ببر


لره با زن و بچش ميره خونه مي بينه بوي گاز مياد . برمي گرده ميگه : هيچکي چراغ رو روشن نکنه من کبريت دارم


 غضنفر ميره مهمانی . وقتي مياد بيرون ميبينه کفشاش نيست ، ميگه 4 حالت داره : 1 - نيومدم ؟ 2 - بدون کفش اومدم ؟؟ 3 - اومدمو رفتم ؟ 4- بعداّ ميام 



 به غضنفر ميگن: توي عمرت، سخت‌ترين كاري كه كردي چي بوده؟ ميگه: پر كردن نمكدون! ميگن: چرا؟ جواب ميده: آخه سوراخ‌هاش خيلي ريزه


 ماشين پيكاني با شماره پلاك تهران ص از چراغ قرمز ردمي شه , پليس که غضنفر بوده آژير كشان دنبالش مي افته و پشت سرهم داد مي زد : تهران صلي الله عليه و آله بزن كنار


اصفهانيه ميميره , روي سنگ قبرش مي نويسن من مردم ولي مغازه بازه


 ميدونيد چرا در بعضي جاها در مراسم عروسي دوماد رو روي اسب مينشونند ؟ خب واسه اين كه آخرين شانس فرار رو هم به اون داده باشند


لره با ذوق به دوستش ميگه : بالاخره بعد از 2 سال اين پازل رو حلش کردم! دوستش ميگه 2 سال زياد نيست؟ لره ميگه: نه بابا رو جعبش نوشته 7 تا 10 سال

 مرغه باخروس ميرن بقالى. مرغه ميگه تخم مرغ دارى؟ بقال ميگه چرا خودت تخم نميزارى. مرغه ميگه آخه ما هنوز نامزديم


 غضنفر :آقا اين همسايه مون ساعت 2 نصفه شب هي با مشت ميكوبيد به ديوار خونمون! دوستش:عجب آدم هاي مردم آزاري پيدا ميشن.حتماً نذاشتن بخوابي؟ غضنفر :نه,خوشبختانه خواب نبودم,داشتم شيپور تمرين مي كردم


 به غضنفر ميگن از چه گلي خوشت مياد...ميگه اقاقيا...ميگن هميني روكه گفتي بنويس....ميگه غلط كردم رز


 غضنفر رو به زور وادار به نماز خوندن مي کنن. بعد مي بينن نشسته داره همين جوري دعا مي کنه. ميرن گوش ميدن مي بينن ميگه: خدايا اينا من و بزور وادار کردن به نماز خوندن، تو خودت قبول نکن

 به غضنفر مي‌گن اگه حالت تهوّع بهت دست بده چيكار مي‌كني؟ مي‌گه هيچّي. منم باهاش دست مي‌دم


 غضنفر روي ريل راه اهن ميخوابه بهش ميگن چرا اينجا خوابيدي ؟ ميگه ميخواهم خود كشي كنم. ميگن بس اون نان بربري چيه دستت؟ ميگه بر فرض قطار نيامد من اينجا از گشنگي بميرم
 یارو میره توی یه طویله که پر از خر و الاغ، با خودش گفت:عجب آینه کاری قشنگی هااا


  یه روز یارو سوار هواپیما می شه،یهو هواپیما سقوط می کنه... . . . این قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمی کنه!


+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 16:35  توسط ...  |